دو خط شعر پاپتی!

دو خط شعر پا پتى...


از دفتر: ...The Heart monitoring








آغاز عشق دخترک خوشکل چتى!
با مرد بى قرار شدیدا" خجالتى!


یک مزرعه، نگاه من و چشم هاى او...
یک حس بى قرار ، دو خط شعر پا پتى!


[با آن نگاه سیندرلایش دل مرا...!]
خوشکل تر از ترانه و محبوبه و کتى!


هى اخم مى کند به من و دور مى شود
دارد نگاه مى کند...، اما به حالتى...


که باز شور تازه ترى را به پا کند...
در قلب من به خاطر این با محبتى!


یک دختر از تبار نفس هاى آفتاب...
با قلب صاف و ساده و اعصاب خط خطى!


با عشق در مقابل من ایستاده است...
دور از هواى شهر پر از دود صنعتى...


لبخند روى شهر لبانش نشسته است...
در پشت یک تراکتور زیباى سنتى!


زیباترین فرشته ى دنیا...،عروس شهر...
با کفش ها و مانتوى خوشرنگ صورتى...


دل برده و رها شده در بغض هاى من
از عشق او نشسته دلم در اسارتى...


...که هیچکس به آنکه بخواهد نمى رسد...
دیگر دلم فنا شد از این بى عدالتى


ابیات آخر است، زمانش رسیده است...
تا بد شود، ...و از دل من او به راحتى...


حالا منم بدون تو که زجر مى کشد...
با قلب تکه پاره ى دلتنگ لعنتى



گلپایگان- آذرماه 1392
پشت روزهای مه آلود...

/ 4 نظر / 43 بازدید
بارانه

حس میکنم برای پرکردن وزن از <که> استفاده میکنید که این که را هرچند میگویند در اختیار شاعری میشود بلند خواند ولی اینجا ودر این بیت نمیشود اینجا اگر <و>باشد روانتر میشود البته شما در زمینه ی وزن استاد هستید واین جسارت من را ببخشید.

سید مهدی صادقی

استفاده فراوان کردم و لذت بردم لطفا به وبلاگ من سری بزنید چن تا غزل گذاشتم نظر بدید نظر شما برام مهمه. خیلی ممنون

سمیرا

لبخند روى شهر لبانش نشسته است... در پشت یک تراکتور زیباى سنتى! سلام تواین بیت دوس دارم بدونم ذهن شاعرچه چیزی رومیخواسته به تصویربکشه مبهمه این شعرتونم حرف نداره خیلی باکلمه به کلمه هاش احساس نزدیکی کردم به امیددیدار

فرناز

حالا منم بدون تو که زجر مى کشد... با قلب تکه پاره ى دلتنگ لعنتى عالی بود از نظر یک ادم مبتدی و احساسی از نظر فنی نمیتونم نظر بدم چون تخصصی ندارم...