یک سرگذشت شوم...(تقدیمی)

از دفتر: سنگریزه ها

 

 

تقدیمی...

 





لینک دانلود دکلمه با موزیک با صداى خودم در انتهای شعر موجود است.




یک سرگذشت شوم...





این واژه ها پلى ست به حس جنون من
تصویرى از تولد شعرى درون من


تصویرى از طلوع دل انگیز یک نگاه
تصویرى از غروب غم انگیز راه راه!


این طرح سایه روشن رویاى شوم من...
نقشى ست ، از خیال تو بر روى بوم من


خوابیده ام دوباره مرا غرق شور کن!
از کوچه هاى خلوت خوابم عبور کن


حالا که بى تفاوت از این شعر مى روى
این چند بیت غمزده را هم مرور کن


اى آفتاب گمشده ى روزهاى سرد
برگرد و در جهان سیاهم ظهور کن!


دارم به سرنوشت بدى ختم مى شوم
دست مرا بگیر و از این قصه دور کن


این روزها هواى دلم حال دیگرى ست
ذهنم دچار شهوت انزال دیگرى ست


هى واژه واژه شعر، مرا مى سراید و...
از چشم من نگاه تو را مى رباید و...


دیگر بدون اینکه بخواهم، نشسته ام...
چشم انتظار مرگ، که یک شب بیاید و...


حتى بهار، آخر اسفند ماه من...
درگاه تازه اى به خزان مى گشاید و...


آرام با مسیر خزان جور مى شوم
دارم تو را سفر به سفر دور مى شوم


مانند شعله اى که در آغوش سرد باد
هى رفته رفته مبهم و کم نور مى شوم


با اینکه نبض هر نفسم در نگاه توست
تنها منم که پیش تو منفور مى شوم


باران اشک هام، پر از رنج حسرت است
وقتى به ترک عشق تو مجبور مى شوم


آن روز، دور نیست، که در کوچه هاى شهر...
در انتظار آمدنت ، کور مى شوم


نام مرا به روى شبت ذکر مى کنى
دارى دوباره باز به من فکر مى کنى


یک مشت قرص خواب غم انگیز، در سرت!
خوابیده اى به بوسه ى من پیش شوهرت!


با شعله هاى شهوت من، تب گرفته اى
از من به جاى شوهر خود لب گرفته اى


یک جفت دست شوم سرت را گرفته اند
زنجیره ى حیات مرا قطع مى کنند


روى قرار نیمه شبم ایستاده اند
روبان انحطاط مرا قطع مى کنند


بین من و مسیر نگاهت خطوط سرد...
میدان دید مات مرا قطع مى کنند


سیگنال هاى منفى بیگانه باز هم...
دارند «ارتباط» مرا قطع مى کنند!


در کوپه ى قطار به همراه دشت ها...
دارم مرور مى کنم این چند سال را


یاد تو زندگى مرا شعر کرده است
آینده و گذشته و جریان حال را !


انگار روبروى دلم ایستاده اى
مى چینى از نگاه من این بغض کال را


از چک نویس و شعله، تو را دود مى شوم...
تصویر انتزاعى عشقى محال را


من مى چکم به واژه و تو گریه مى شوى...
این شاعر مذاب پر از ابتذال را


دیگر به فکر نیمه شب ذهن من نباش
آخر گسسته ذهن من این اتصال را!


خم مى شوم تمام تو را زیر بار درد
دارم ادامه مى دهم ات از فشار درد


بر بستر غروب ، تو را گریه مى کنم
پیوند خورده نام تو با انتشار درد


این بیت هاى خیس، توهم گرفته اند
با مغز میگرنى من از انفجار درد


مى افتم از فراز خیالات این قلم
از درد ، روى شعر تو بیهوش مى شوم


از آسمان حافظه ات مثل یک شهاب...
خط مى خورم شبى و فراموش مى شوم


آرام با گذشت زمان روى نقطه اى...
در سوى چشمهاى تو خاموش مى شوم


آخر شبى به حالت پیراهنى سیاه...
بر جسم بى قرار تو تنپوش مى شوم


سهم دلم چه بود از این جستجوى پوچ؟!
انگیزه هاى واهى یک آرزوى پوچ!


این شعر هم تمام شد و وقت آن رسید...
تا از غزل برویمت اما خزان رسید


هنگام فصل رویش این عشق در دلت...
باران سنگ بود، که از آسمان رسید!


از هم جدا شدیم و همان شد که خواستند!
اخبارمان به گوش تمام جهان رسید!


در ایستگاه آخر قلبت پیاده شد
این رهگذر به آخر این داستان رسید


یک ایستگاه خالى و یک فصل زرد که...
دنیاى پیش روى من و باد سرد که...


یک قصه بود، آنچه سرودم براى تو
از حس هر دقیقه ى ساعات درد که...


این شعر، فصل آخرى از یک بهانه بود
پایان قصه هاى همین دوره گرد که...




لینک دانلود دکلمه

 

 

 

 

 

 

/ 18 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بارانه

سلام از خوندن شعرتون لذت بردم همه ابیات جای خودش نشسته بود به نظرم بجای شوهر ازکلمه ی دیگری استفاده کنید زیباترمیشود وخیلی مستقیم نیست.

م.حسين ناطقي

يكي از بهترين شعرات بود كه خوندم ... من منتظرم اگر مرا ميبيني

رضوان

سلام شما همون تهران انجمن شعر وادب هستید؟ اتفاقی به این وبلاگ رسیدم اشعارتون واقعا دست مریزاد داره با قدرتی که در تداومش دارید ولی یک اعتراف بکنم فکر حوصله خواننده هاتون ونکردید درسته ؟ تازه با اون همه جذابیتی که شعر شما داره من موقع خوندنش کم میارم در هرحال پیروزباشید

سعید

سلام اقای حبیبی..من و/روهی از بچه های جون اهل شیراز اقدام ب تشکشل گروه موسیقی کردیم.باتوجه ب دنبال کردن شعرای شماوموضوع ومفهوم اونا از شما برای عضویت در گروه ب عنوان شاعر وترانه سرا دعوت میکنم..در صورت موافقت جواب این پیامرو بدین تا شماره تماستونو بگیرم و در مورد موضوع ترانه ها و بقیه پیزای مربوط ب شعر انتخابی صحبت کنیم اگر ب ما کمک کنید بسیار مارو در راه رسیدن ب هدفمون یاری دادید و نام شما هم ب عنوان ترانه سرا در اهنگ های ما ثبت خواهد شد..

عیسی زینی

سلام دوست عزیز لذت بردم از کارتون.اما فکر میکنم خیلی طولانیش کردین.به نظرم باید از چند بیت سخاوتمندانه چشم بپوشی.

مرجان

از آسمان حافظه ات مثل یک شهاب... خط مى خورم شبى و فراموش مى شوم آرام با گذشت زمان روى نقطه اى... در سوى چشمهاى تو خاموش مى شوم بسیار زیبا بود ...مثل همیشه ....

شكوفه عبدلي

سلام آقاي حبيبي من كه هميشه از خوندن اشعار زيبا و ژر مغزتون لذت مي برم و با خودم فكر ميكنم شما قلم جادويي داريد. خوشحال ميشم به وبلاگ من هم سر بزنيد. البت اشعار من به پاي شعراي شما نمي رسه ولي بضاعتم همين قدره. در پناه خالق نيلوفرها سلامت باشيد.

داراب .نیاوران

اشعار خیلی زیبایی میگین لطفا یه شعر درمورد شهدا بنویسید هرجا میگردم یه شعر خوب و عالی نمیبینم ممنون داراب از نیاوران